گنج

شمارهٔ ۱۷

۷ بیت
امشب آن ترک وعده داده مرابزم عیش و طرب نهاده مرا
وعده فرموده تا بمشکوی خویشبه کشد با رخ گشاده مرا
من بمسند چو شاه تکیه زنماو بخدمت شود ستاده مرا
هی دهد از دو لعل بوسه مراهی دهد با دو جام باده مرا
چون شود خواب او زبستر خوابکند از پرنیان ساده مرا
چون فزون خورد باده و شد مستشود اندر بر اوفتاده مرا
وان یکی ساعد بلورین راتا سحرگه کند و ساده مرا