گنج

شمارهٔ ۱۱۶

۵ بیت
شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بودنیمه ای هشیار و یک نیم دگر مستانه بود
سبحه تزویر شیخ شهر را کردم شمارباطن او دام بود و ظاهر آن دانه بود
دزدی از دیوار آمد نیمه شب اندر سرایچون چراغ افروختم دیدم که صاحبخانه بود
راز ما در دل نهان از دیده صورت پرستشد از آن معنی که گنجی بود و در ویرانه بود
شخص انسان شد در امکان محرم اسرار عشقکاندر این ویرانه یک گنج و یکی دیوانه بود