گنج

شمارهٔ ۱۰۳

۱۰ بیت
بکوی میفروشم بار دادندرهم سوی در خمار دادند
در میخانه بر رویم گشودندبدستم ساغری سرشار دادند
بیک ساغر شب دوشم رهائیز بار خرقه و دستار دادند
هزاران بار از دوشم نهادندپس آنگه ره بدان در بار دادند
می تسنیم و جوی کوثر ای شیخبما آسان، بتو دشوار دادند
چنین شد قسمت روز نخستینتو را سبحه مرا زنار دادند
بیک حرف از لب پیر خراباتمرا صد دفتر اسرار دادند
تو را از درس زهد و خود پرستیمرا از بیخودی تکرار دادند
بدلخواه و پسند مشتری بودمتاعی کاندرین بازار دادند
یکی را صورت گفتار نیکویکی را معنی کردار دادند