گنج

شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوان

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ویتومیدیدم۶ بیت
خوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو می‌دیدمتو سوی خلق می‌دیدی و من سوی تو می‌دیدم
نمی‌دانم مرا می‌آزمایی یا شدی بدخوکه آن حالت نمی‌بینم که از خوی تو می‌دیدم
اگر در باغ رضوان خویش را بینم چنان نبودکه شب در خواب خود را بر سر کوی تو می‌دیدم
فدایت این زبان، جانم به یادت هست پیش از آنکه صد دشنام می‌دادی چو بر روی تو می‌دیدم
عجب نبود اگر با عاشق خود سرگران بودیکه صید بسته با هر موی گیسوی تو می‌دیدم
به یادم آمد ای محیی که چون بر خاک افتادیبه هرجا سایه‌ای افتاده از بوی تو می‌دیدم