شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیم
غلام حلقه بگوش رسول ساداتمره نجات نموده حبیب آیاتم
کفایت است ز روح رسول و اولادشهمیشه در دو جهان جمله مهمّاتم
زغیر آل نبی اگر حاجتی طلبمروا مباد یکی از هزار حاجاتم
دلم ز حبّ محمّد پر است و آل مجید اوگواه حال من است این همه حکایاتم
چو ذرّه ذرّه شود این تنم به خاک لحدتو بشنوی صلوات از جمیع ذرّاتم
کمینه خادم خدّام خاندان توامز خادمی تو دائم بود مباهاتم
سلام گویم و صلوات با تو هر نفسیقبول کن به کرم این سلام و صلواتم
گناه بی حدّ من بین تو یا رسول اللهشفاعتی بکن و محو کن خیاناتم
هرآنکه بدتر از اونیست من از او بترمندانم این که بتو چون شود ملاقاتم
زنیک و بد همه دانند من محمّدیمخلائقی که کند گوش بر مقالاتم
بگوی محیی که بهر نجات میگویمدرود سرور کونین در مناجاتم