شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلومان
در جهان امروز بیپروا مباشفارغ از اندیشهٔ فردا مباش
کشتییی پیدا کن و بنشین در اوایمن از غرقاب این دریا مباش
غافل از احوال مظلومان مشوبیخبر از نالهٔ شبها مباش
در پی خود کن دعاگویان نیکبد مکن با مردمان تنها مباش
دل بسی در جنّت و اُخری مبندبی هوای جنّت المأوی مباش
کار درویشان و مسکینان برآریادکن از مرگ و دردافزا مباش
نیکویی میکن، نیکونام شوبد مکن مشهور در ایذا مباش
داد خواهی را چو بینی، داد دهدر دکان و جاه بیسودا مباش
زیردستان را تو از پا درمیارغرّهٔ این فرق فرقدسا مباش
خلق را محیی تو ناصح گشتهایپیرو این نفس بیپروا مباش