گنج

شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارممیکشد۷ بیت
من نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشدطعنه بدخواه و بدعهدی یارم می‌کشد
دور از او بی‌طاقتی باشد که روزی چند بارمحنت و دردی و داغ انتظارم می‌کشد
من نهانی عشق ورزم با دل آن تندخواز برای عبرت خلق آشکارم می‌کشد
[گر] روم در کوچه‌ای بازیچه طفلان شومور نشینم گوشه‌ای فکر تو زارم می‌کشد
شب گذارم در خیالت روزگارم چون شودروز، فکرِ ناله شب‌های تارم می‌کشد
شوق دیدارت مرا زین پیش [می کشت] و کنونآرزوی بوسه، امید کنارم می‌کشد
می‌کشد زحمت طبیبی غافل است از اینکه اوهمچو محیی سوزش جان‌فکارم می‌کشد