شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارخواهدشد۷ بیت
نمیدانم که او تا کی پی آزار خواهد شدنگوید این دلم آخر از او بیزار خواهد شد
بدین خو چند روزی گر بماند از جفای اوتنم بیمار خواهد گشت و جان افگار خواهد شد
به خواب مرگ شد بخت من و گویند یارانمکه تو فریاد و افغان کن که او بیدار خواهد شد
مکن بهر خدا عزم گلستان با چنین روییکه دانم باغبان شرمنده از گلزار خواهد شد
مَیَفشان دست چندی ای سرو ناز منکه هوش جان ز دست دست تو افگار خواهد شد
چه گویم شرح جور یار و درد خویش با مردمکه بی تسکین مرا گویند با تو یار خواهد شد
ز اندوه دل چاک و جگر تا کی برد محییکه این عشق است و اینها هر زمان بسیار خواهد شد