گنج

شمارهٔ ۱۱ - پای دل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لاست۷ بیت
پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل استهمّتی دارید با من زانکه کاری مشکل است
من ندانم کین دل دیوانه را مقصود چیستکو همیشه سوی سرگردانی من مایل است
فیل محمودی فرو ماند اگر بیند به خواببارسنگینی که از درد تو ما را بر دل است
ای دل آواره آخرچند میگوئی مگواندران کوئی که پای صدهزاران در گل است
همدمم آه است، محرم غم در ایام شبابوقت عیش و نوجوانی وچه ناخوش حاصل است
خودبخود گویم سخنها بگریم زار زارمحرم راز غریبان لابد اشک سائل است
محیی با این زندگانی گر گمان داری که توراه حق رفتی یقین میدان نه ، فکر باطل است