گنج

شمارهٔ ۲

۱۲ بیت
در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل استو این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است
گاهی حدیث من ز غزل‌های قمری استگاهی سماع من ز نواهای بلبل است
گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر استگاهی ز زلف دوست در آن دست سنبل است
شکل صنوبریش نکردست میل منوانگاه سرو قامت او، پر تمایل است
آخر نهاد برخط او سر، چوبندگانزلفش اگر چه قاعده ی او تطاول است
برخی روی می که زفیض جمال اوستاندر زمانه هرچه طرب را تجمل است
از می مدار باک و زتقوی کمرمبندمردان راه را بجز اینها توصل است
بردین نکوست تکیه، ولی بهتر اوفتادآن بنده را، که برکرم حق توکل است
هرکس به حد بزرگ است بهتر آنکهر جزو کاعتبار کنی ذات او کل است
معنی طلب، به قول مشو غره، زانکه دیگزان شد سیاه روی، که در بند غلغل است
بهر ثبات کار، سبکبار شو که کوهاغلب زبهر بار گران در تزلزل است
دل در جهان مبند که نیکیش جمله بدکارش بکلی ابتر و عزش همه ذل است