گنج

شمارهٔ ۳

۶ بیت
به باغ مردمی خاری نمانده ستکرم را روزبازاری نمانده ست
جهان خالی شد از مؤمن به یکباروزایمان، غیر گفتاری نمانده ست
طبیعت شد به یکباره جفاکارفلک را، با وفا، کاری نمانده ست
دلا با تنگنای سینه می سازکه الا سینه، دلداری نمانده ست
به غم خوردن مرا یاری همی دهکه بیرون از تو، غمخواری نمانده ست
بدین بیدادی اندک وفایانتن اندرده، که بسیاری نمانده ست