گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: است۶ بیت
از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواستدر خم زلفت دلم را شانه محراب دعاست
گرچه دست کوتهم بیگانه است از گردنتهمتی دارم که با سرو بلندت آشناست
میرم از غیرت چو چشم حسرتم در بر کشدخاک راهت را که چشم توتیا را توتیاست
دست در زلف تو دارم چون توانم بود امن؟بر تنم هر تار پیراهن به جای اژدهاست
مردم چشمم پریشانند از بی‌طاقتیتا دلم را دست بی‌تابی در آن زلف دوتاست
با خیال خاک پایت الفتی دارد از آنمردم چشم مرا صد چشم حسرت در قفاست