گنج

شمارهٔ ۷۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارنیست۸ بیت
از خارخار وصل گلم دل فگار نیستمحرومی‌ام گلی‌ست کش آسیب خار نیست
بی‌بهره نیست چشم هوس هم ز نور حسنآیینه را به روی بد و نیک کار نیست
خورشید هیچکاره بود در دیار تواین عرصه بیش جلوه‌گه یک سوار نیست
چون آفتاب با همه صافم ز دوستیبر روی هیچ آینه از من غبار نیست
احوال من در آینه روشن نمی‌شودحال درون ما ز برون آشکار نیست
دانسته بگذرم ز خوشی‌های خود مرادیگر دماغ ناخوشی روزگار نیست
جسمم غبار گشت و درآمیخت با نسیمفرسودم و هنوز ز عشقم قرار نیست
قدسی ز رحم نیست گرت هجر دیر کُشتداند که کشتنی بتر از انتظار نیست