شمارهٔ ۴۸
نهادی بر سر شوریدگان داغزدی بر سر گره سودای ما را
در این بزم از حریفان چشم داریمکه نگذارند خالی جای ما را
نظر بر جامه از برگشتگیهاستکسی نشناسد از سر پای ما را
درین بستانسرا عنقای عشقیمنمیداند کسی ماوای ما را
خدا را شیخ شهر ار پرده پوشیمکن امروز شب فردای ما را