گنج

شمارهٔ ۴۵۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نی۶ بیت
می‌کنم در بوستان با عندلیبان شیونیورنه گل را کی پسند افتد نوای چون منی
تا دم مردن فغانم در هوای یک گل استنیستم بلبل که باشم هر نفس در گلشنی
تو نکونامی و من بدنام و مردم عیب‌جوهمرهی عیب است عیب، از چون تویی با چون منی
بیخودم دارد، اگر یک قطره، گر یک ساغرستدل چو سوزد، خواه از یک شعله، خواه از گلخنی
صبر آنم کو، که شام هجر گیرم گوشه‌ای؟دست آنم کو، که صبح وصل گیرم دامنی؟
یوسف من بوی پیراهن ز من دارد دریغپیر کنعان ورنه بویی یافت از پیراهنی