گنج

شمارهٔ ۴۵۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انی۶ بیت
دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانیدر نظر، برگ گل و لاله کند پیکانی
در تماشای در و بام تو چون مهر منیرهر سر موی کند بر بدنم مژگانی
از بد و نیک جهان، روی فراهم نکشمزانکه چون آینه‌ام باز بود پیشانی
سینه‌ام ترکش تیرست ازان شست و هنوزجگرم آه کشد از غم بی‌پیکانی
در خراش جگرم حاجت ناخن نبودپیچش آه کند در جگرم سوهانی
روی گردانده‌ای از دیدن رویش قدسیگل بی‌رنگ ز خورشید چرا گردانی؟