گنج

شمارهٔ ۴۴۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اغغلطی۶ بیت
ما چو پروانه نسوزیم به داغ غلطیشمع در محفل ما سوخت دماغ غلطی
روز ما را ز شب تیره جدا نتوان کردصبح برکرده ز خورشید، چراغ غلطی
در ره عشق گذشتم ز خرد، گام نخستکه نیندازم از ره به سراغ غلطی
مرده ساقی عشقم که به صد گردش جاماز حریفم ننوازد به ایاغ غلطی
شکر لله که ز سودای تو گرم است دلمنیستم سوخته چون لاله به داغ غلطی
خویش را در دل صحرای جنون گم کردمعقل در یافتنم سوخت دماغ غلطی