شمارهٔ ۴۲۸
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ینفتاده۷ بیت
در سینه دل غمین فتادهخود گو چه کنم، چنین فتاده
از کینه خلق، در هراسمزان چین که بر آستین فتاده
جز عشق بتان که گیردش دست؟زاهد که به ننگ دین فتاده
بر گرد لبت بنفشه شد سبز؟یا مور در انگبین فتاده
در کوی تو آفتاب از شوقغش کرده و بر زمین فتاده
از دولت عشق، سینه منچون کوی تو دلنشین فتاده
پروانه طبیعت است قدسیتا بر دل آتشین فتاده