شمارهٔ ۴۰۱
در خون دل از دیده خونبار نشستیمچون دیده به خون از غم دلدار نشستیم
زان پیش که پرگار کشد دایره عشقدر دایره چون نقطه پرگار نشستیم
یک بار اگر از چمنی بی تو گذشتیمهرگام چو گل بر سر صد خار نشستیم
در عشق ز ما عکس در آیینه نیفتداز گرد هوس بس که سبکبار نشستیم
هر چاک ز دل، مطلع خورشید دگر شدهرجا که به یاد تو شب تار نشستیم
هرگاه که رفتیم به یاد تو به گلزارپهلوی گل و لاله به صد عار نشستیم
شایسته گلزار نبودیم چو بلبلبر شعله چو پروانه سزاوار نشستیم
در حلقه اهل حرم و دیر چو قدسیشایستهتر از سبحه و زنار نشستیم