گنج

شمارهٔ ۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ادمرا۸ بیت
به پیامی که کند باد صبا یاد مراروم از دست ندانم که چه افتاد مرا
به کمند سر زلف تو گرفتار مبادآنکه خواهد کند از قید تو آزاد مرا
دشمنی کر پی بیداد مرا یاد کندبه از آن دوست که هرگز نکند یاد مرا
دوش وقت سحر از حسرت گل مرغ چمنناله‌ای کرد که آورد به فریاد مرا
آن ستم کرد شب هجر که در روز وصالنتوان کرد به صد عذر ستم شاد مرا
شاد از آنم به خرابی که چو ویران گرددخانه چون گل نتوان ساختن آباد مرا
آنچنان دور فتادم ز خرابات که دوشسبحه چون آبله از دست نیفتاد مرا
نکنم ترک نظربازی خوبان قدسیبه جز این شیوه نیاموخته استاد مرا