شمارهٔ ۳۶۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ایسینهام۷ بیت
زخم ناخن کی برآرد مدعای سینهام؟خنجر الماس میباید برای سینهام
آنچنان پالوده از درد کهن، اجزای منکز برون چون شیشه ظاهر شد صفای سینهام
وسعت دل میدهم چون غنچه شبها تا سحرتا نباشد تنگ بهر غم، فضای سینهام
اندکی از بیقراریهای دل آسودمیدر بغل بودی اگر دوزخ به جای سینهام
غم چرا دلتنگی آرد بار، هرجا بگذرد؟گرنه عمرش صرف شد در تنگنای سینهام
دیدمش امروز، بیخود کرده دل در عشق چاکآنکه میزد خنده، دی بر چاکهای سینهام
نقش او در دیده و دل در قفای دیده است{بیاض} مبتلای سینهام