گنج

شمارهٔ ۳۵۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امندارم۸ بیت
از لعل لبت جز طمع خام ندارمدارم هوس کام، اگر کام ندارم
دل را به خیال از تو تسلی نتوان کردبشتاب که من طاقت پیغام ندارم
ترکی به نگه کرده مرا مست، حریفانمعذور که پروای می و جام ندارم
ای آتش سوزان، چو سپند سر آتشتا روی ترا دیده‌ام آرام ندارم
دشنامی ازو باز کشیدم به دعا منهرچند لبت گفت که دشنام ندارم
خوش می‌گذرد خوش، به پریشانی‌ام اوقاتتا زلف پریشان نکنی، شام ندارم
بر گرد دل از شوق تمنای تو گردمدر کوی تو گر جا به در و بام ندارم
گشتم به کمند تو گرفتار چو قدسیپروای گرفتاری ایام ندارم