شمارهٔ ۳۴۵
همه جانب قدم مرحلهپیما دارمروشناس غم عشقم، همهجا جا دارم
غیرتم با تو چنان است که شبها به خیالجنگ پهلوی تو با صورت دیبا دارم
از پی نقش پی ناقه نیم سرگردانداغی از لاله درین دشت، تمنا دارم
نروم سوی وی آهسته ز ترسیدن جانحذر از همرهی آبله پا دارم