گنج

شمارهٔ ۳۴۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهم۱۰ بیت
چون غنچه بجز پرده دل نیست پناهمچون لاله نظریافته بخت سیاهم
هر عقده که پیش آوردم عشق، دلیل استچون اشک برد آبله پای، به راهم
شادم که شب هجر تو چون شمع ز مقراضنگسسته ز برهم زدن دیده، نگاهم
چون صبح دوم، با همه کس صاف ضمیرمهرگز نشود آینه‌ای تیره ز آهم
از رشک به دل سنگ زند خانه کعبهتا خانه سیه کرده آن چشم سیاهم
از دوستی شعله نگریم، که مباداچون هیزم تر بگذرد آتش ز گیاهم
محرومی‌ام از وصل تو، کس چون تو نداندبر تشنگی بادیه، خضرست گواهم
در چشم من از ضعف نماید ظلماتیبر فرق اگر سایه کند یک پر کاهم
انداخت به رشکم چو فراقش به سر آمدافکند به زندان چو برآورد ز چاهم
از گریه قدسی به مرادی نرسیدمآبم نکند تازه، ندانم چه گیاهم