شمارهٔ ۳۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: مرا۶ بیت
منم که داغ دلم دشمن است مرهم رانمیدهم به شب قدر روز ماتم را
خدنگ یار مگر چاک سینهام بگشود؟که سوخت شعله طوفان عشق عالم را
به گلشنی که نسیم دلم گذشته بر آنز خون دل نتوان فرق کرد شبنم را
مریض عشقم و خون جگر چنان نوشمکه العطش ز جگر خیزد آب زمزم را
به کیش برهمن از دین خبر نداری اگربه پیش بت نبری سجده دمادم را
ز بس که دل به تو مشغول بود قدسی راگذشت عمر و ندانست شادی و غم را