گنج

شمارهٔ ۳۰۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: رفراموش۴ بیت
کرد آه من از اثر فراموششد شام مرا سحر فراموش
گر خاک شود وجودم، از دلکی می‌شود آن پسر فراموش
بگذشت ز سینه گرچه تیرتپیکان شده در جگر فراموش
آن را که تو در نظر نیاییدر دیده شود نظر فراموش