گنج

شمارهٔ ۳۰۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یمخویش۹ بیت
هستیم با تو بر سر عهد قدیم خویشما گم نکرده‌ایم ره مستقیم خویش
در بیخودی ز جور تو کردم شکایتیشرمنده‌ام بسی ز گناه عظیم خویش
هرگز به بخت تیره خود برنیامدمکافر زبون مباد به دست غنیم خویش
گر دیر کرد پرسش ما یار، عیب نیستبیمار عشق، ناز کشد از حکیم خویش
شکر خدا که کوی خرابات منزل استگر کعبه ره نداد مرا در حریم خویش
در حیرتم که از چه مرا کشت نکهتشآن گل که مرده زنده کند از شمیم خویش
از ما مدار نکهت پیراهنی دریغگل کی کند مضایقه‌ای در نسیم خویش
از قرب و بعد، شکر و شکایت نمی‌کنمشستم در آب، دفتر امید و بیم خویش
زان توبه کرده‌ای که شرابت نمی‌دهندقدسی مباش غره به نفس سلیم خویش