شمارهٔ ۲۹۱
در کوی تو فردوس تمنی نکند کسبا نور رخت، یاد تجلی نکند کس
هرجا رسم، اظهار کنم بیکسی خویشکز کشتنم اندیشه دعوی نکند کس
بی دولت دیدار تو آرام محال استگر دل به خیال تو تسلی نکند کس
صحت بر ما خستهدلان راه ندارداینجا هوس شربت عیسی نکند کس
نظاره غم از دل بیدرد چه جوییبینش طمع از دیده اعمی نکند کس