شمارهٔ ۲۷۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اربرد۷ بیت
عشقت اقرار به دل آرد و انکار بردهمچو صیقل که صفا بخشد و زنگار برد
بیخودی لازمه عشق بود، ورنه چراهرکه را بر سر کار آورد، از کار برد؟
که به غربت فکند تنگدلان را زوطن؟باغبان کی گل نشکفته به بازار برد؟
سوختم ز آتش دل، نیست شفیعی که مرابه بهشت قفس از عرصه گلزار برد
خوشنما نیست مددکردن افشاگر رازکس چرا بیهده از آینه زنگار برد؟
به گداپیشگی از عشق بتان شهره شدمتا کیم دیده به دریوزه دیدار برد؟
دلم از گریه به یاد خطش آسوده ز رنجسبزه و آب روان علت بیمار برد