گنج

شمارهٔ ۲۶۷

کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟گر تو پروا کنی از چرخ، چه پروا باشد؟
هرکه را خورد دل از چاه زنخدانی آبتشنه لب میرد، اگر بر لب دریا باشد
ناخن تیشه عاشق چو شود عقده‌گشاینگذارد که گره در دل خارا باشد
هیچ‌کس نیست که محتاج نگردد به فلکبازگشت قدح آخر سوی مینا باشد