شمارهٔ ۲۶۰
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: د۷ بیت
میگساران را لبت یاد از می گلگون دهدبی لب لعلت، می گلرنگ طعم خون دهد
نقد دل آوردهام، بنما جمال خویش راتا نبیند دلربایی چون تو، کس دل چون دهد؟
دیده گردد خشک، اگر بر داغ دل مرهم نهمچشمه را چون لای گیرد، نم کجا بیرون دهد؟
طالع عاشق ندارد یک دعای مستجابچند ورد صبحگاهم زحمت گردون دهد؟
از شکاف سینه دل را میکنم از خون تهیصبر آنم کو، که دل از دیده خون بیرون کند؟
از وصال خود مکن منعم، چه کم خواهد شدنتشنهای را گردم آبی کس از جیحون دهد؟
همچو قدسی شهرهام در عشق لیلیطلعتانشهرت من یاد از رسوایی مجنون دهد