گنج

شمارهٔ ۲۵۰

وجودم را نه از آتش، نه از گل پرورش دادندسراپایم ز نور عشق چون دل پرورش دادند
منه بر سینه داغ عشق، در بیرون چرا سوزیچراغی کز برای خلوت دل پرورش دادند
به یاد شعله دایم چون دل پروانه در جوشمنمی‌دانم چرا ترکیبم از گل پرورش دادند
مقام لیلی‌اش در کعبه دل بود، حیرانمکه مجنون را چرا بر ذوق محمل پرورش دادند
گهی فانوس دیرم، گه چراغ کعبه، کز مهرتچو ماه نو مرا منزل به منزل پرورش دادند
محبت از پی دل برد قدسی را به صحراییکه خاکش را به خون صید بسمل پرورش دادند