گنج

شمارهٔ ۲۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اسمرا۷ بیت
خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مراکه چشم آینه مژگان کند قیاس مرا
چو غنچه تا به گریبان نهفته در مژه‌امفتاده کار به نظاره در لباس مرا
بنای عافیتم را بریز گو از همبود چه چشم ز گردون بداساس مرا؟
ز بدشگونی داغی که نیک خواهد شدبود ز اختر بد بیشتر هراس مرا
ز رحم بر سر ره سبز کرده گردونمکه جور پا نرساند به زخم داس مرا
کمر که بسته به تاراج آشیانه جغد؟درین خرابه کسی گو مدار پاس مرا
قدی به کینه من راست کرده گویی یافتزبون‌تر از همه گردون کج‌پلاس مرا