گنج

شمارهٔ ۲۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یرترا۷ بیت
شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر تراصید پیکان‌خورده داند لذت تیر ترا
جز حدیث بیستون در بزم شیرین نگذردآفرین ای ناله فرهاد تاثیر ترا
جور کن چندان که بتوانی که روز بازخواستبر زبان شکوه شکر آید عنان‌گیر ترا
از چه خاکی ای دل ویران که از روز ازلهیچ‌کس از پیش خود نگرفت تعمیر ترا
بر در دیوانگی زد بر سر کوی تو دلتا به گردن افکند زلف چو زنجیر ترا
صید دل نزدیک و تیر غمزه دائم در کمانای شکارانداز باعث چیست تاخیر ترا؟
گر خطایی رفت قدسی حرف نومیدی مزنکی کریمان بر تو می‌گیرند تقصیر ترا