گنج

شمارهٔ ۲۳۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ونمیرسد۹ بیت
زورم به یک اشاره ابرو نمی‌رسدهرگز به ناتوانی من مو نمی‌رسد
قمری فکنده طوق به تقلید در گلوچون گردنش به حلقه گیسو نمی‌رسد
انصاف بین که پای به دامن کشیده‌امبا جامه‌ای که تا سر زانو نمی‌رسد
لب‌تشنگان ناز، تسلی نمی‌شوندتا چین زلف یار به ابرو نمی‌رسد
ازچشم تو که دیده بد دور باد ازوغیر از نگاه دور به آهو نمی‌رسد
زلفت به بردن دلم اعجاز می‌کندنوبت بدان دو نرگس جادو نمی‌رسد
دل گوشه‌گیر موی تو گردید از ازلچون گوشه‌ای بدان خم گیسو نمی‌رسد
دل در میان گرفته سر زلف یار راای شانه دور شو به تو یک مو نمی‌رسد
قدسی چو تیغ آه ضعیفان شود بلندکس را سخن ز قوت بازو نمی‌رسد