گنج

شمارهٔ ۲۳۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنماند۶ بیت
در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماندزین پیش بی تو بود قرارم، دگر نماند
شمعی که تازه کشته شود، دودش اندک استبازآ که بی تو یک نفسم بیشتر نماند
ای بلبلان، بقای شما باد در چمنکز ما به نیم چاشت چو شبنم اثر نماند
وقتی به پرسش دلم آمد خدنگ یارکز گریه نیم قطره خون در جگر نماند
بر من ز باغ وصل چنان بسته‌اند راهکامیدواری‌ام به نسیم سحر نماند
قدسی چنان گداخت ز تاثیر درد عشقکز نام‌بردنش به زبانها خبر نماند