گنج

شمارهٔ ۱۹۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انکنند۷ بیت
موسم گل چون حریفان جای در بستان کنندعندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند
عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصردر لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند
پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگیشمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند
برنمی‌گردد به فریاد از سر بازار، گلعندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟
همچو خاکستر ز آتش بی‌نیاز است آنکه سوختنیم جانان همچو شمع آتش غذای جان کنند
بر خلاف رسم پیشین، گلرخان شهر ماساعتی صد عید و در هر عید صد قربان کنند
کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنمگر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند