گنج

شمارهٔ ۱۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابرا۸ بیت
آتش مزاج من بگذار این عتاب راچین بر جبین ندیده کسی آفتاب را
گردون به دوستی نبرد پیچشم ز کارگردد زبون چو رشته دهد باز تاب را
بر دیده شد حرام غنودن، که عاشقاناول کلید چاره شکستند خواب را
نور نظر چگونه نسوزد به دیده‌هاجایی که برق حسن بسوزد نقاب را
اشکم تمام گشت چو آتش زدم به دلخون برطرف شود چو بسوزی کباب را
نگسست ربط گریه ز ناسورهای دلظرف قدیم زود رساند شراب را
خون شد دلم ز حسرت پیکان غمزه‌اتکس بر گلوی تشنه نمی‌بندد آب را
بوی نگار من به چمن بردی ای نسیمکردی ز رشک در رگ گل خون گلاب را