شمارهٔ ۱۸۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: وچهسود۵ بیت
محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سودسر به پای شعله نه چون شمع، از زانو چه سود
وصل شیرین کی به زور آید به دست کوهکنقوت طالع بخواه از قوت بازو چه سود
زلف لیلی صید دلهای پریشان میکنداین که مجنون میکند بر سر پریشان مو چه سود
اجتماع میکشان بی طره ساقی مبادحلقه مستان جدا زان حلقه گیسو چه سود
زخم قدسی کی فریب مرهم راحت خورد؟عاشقان را درد مطلوب است از دارو چه سود