گنج

شمارهٔ ۱۷۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رماند۵ بیت
نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماندز صد چراغ یکی زنده تا سحر ماند
ز بس که خون شهیدان ز خاک می‌جوشدنشان پای در آن کو به چشم تر ماند
بَدم به گل که چو دل‌های بی‌غمان شاد استخوشم به می که به خونابه جگر ماند
ز ضعف تن شده‌ام آنچنان که افغانمدرون سینه به مرغ شکسته پر ماند
کسی که جانب گلشن رود به گل‌چیدنچو گل به ناله مرغان باغ، درماند