گنج

شمارهٔ ۱۶۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهشد۵ بیت
تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شدباده چون پیمانه از شوق لبت دیوانه شد
دل چو افتاد از سر کویت جدا، شد هرزه‌گردعندلیب یک گلستان جغد صد ویرانه شد
بر گل و شمعم نظر در گلشن و محفل بس استبیش ازین نتوان وبال بلبل و پروانه شد
تا ابد محروم ماند از لذت دام و قفسهرکه چون مرغ سرایی، صید آب و دانه شد
بوستان عشق، آب از چشم مجنون خورده استهرکه بر سر زد گلی زین بوستان دیوانه شد