گنج

شمارهٔ ۱۲۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وناست۶ بیت
تبخاله خون بر لبم از سوز درون استدر چشم ترم هر مژه فواره خون است
این باده عیشم که بود خون دلش نامته‌مانده صد جرعه‌کش بخت‌زبون است
درمان نپذیرد مرض عشق مسیحابیمارفریبی بگذار این چه فسون است؟
مخمور می شوقم و انجام شکست استمجنون ره عشقم و آغاز جنون است
با آنهمه سنگین‌دلی‌اش رحم نمایدگر یار بداند که دل خون‌شده چون است
هرچند به خون گشت چو قدسی جگرم، یاریک بار نپرسید که احوال تو چون است