گنج

شمارهٔ ۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یدنمهوساست۱۲ بیت
لب لعلت گزیدنم هوس استخون او را مکیدنم هوس است
ای سراپا نمک سر انگشتیاز بیانت چشیدنم هوس است
فحش از کان قند لبهایتمن مکرّر شنیدنم هوس است
من بدور از لبت چون اسکندرسوی حیوان دویدنم هوس است
تا فکندی بتا ز رخ پردهحور و رضوان ندیدنم هوس است
تا نمودی تو روی شهر آشوببت پرستی گزیدنم هوس است
تا که کفر دو زلف تو دیدمدل ز ایمان بریدنم هوس است
از کمان تو ناوک غمزهبه دل و جان خریدنم هوس است
گلی از گلستان عارض تویعنی یک بوسه چیدنم هوس است
همچو کحل الجواهری به بصرخاک پایت کشیدنم هوس است
پرده ای شد حجاب چهرۀ جانپردۀ جان دریدنم هوس است
هان غبارا چو طایر قدسیسوی رضوان پریدنم هوس است