گنج

شمارهٔ ۸۹

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: ودی۹ بیت
هلالم ز ابرو بتا تا نمودیدل از دست دیوانۀ خود ربودی
کشد گر به بتخانه نقشت، مصّوربه یکدفعه بت ها کنندت سجودی
ندانم چرا شش جهت شد معطرسحر شانه تا گیسوان را نمودی
به فتراک بستی دلم همچو آهوچو عقده ز گیسوی مشکین گشودی
نماید به رویت دو زلف پریشانچو پیچیده دودی به مجمر ز عودی
به سوز نهانی ز عشق تو اینکلب خشک و چشم تر من شهودی
به نقشت قلم زد چو نقاش قدرتز نقشت همی خویشتن را ستودی
هزاران هزار آفرین صانعی راکه داد از عدم چون تویی را وجودی
به بیداریش چون نیابی غباریهماره چو چشم خمارش غنودی