گنج

شمارهٔ ۸۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: انه۱۰ بیت
زند چون آتش حسنش زبانهدو صد خرمن بسوزد بی بهانه
دلا گر نیستی پروانه بگذرکه سرکش گشت آتش را زبانه
سَر هستی ندارم بی تو دیگرکه بردارم سَر از این آستانه
دلا دیدی که صد ره با تو گفتمخط و خال بتان دام است و دانه
چو شمع از سوختن پروا نمیکردچرا شد دامنش پروانه خانه
خرابم کرد عشق امّا ندانمدر این ویران نهفت آن گنج یا نه
مرا ساقی سحرگه ساغری دادکه فارغ گشتم از دُرد شبانه
چو ماهی مردم چشمم هراسانز موج اشک می گیرد کرانه
بیا ساقی بیا تا مِی بنوشمبه بانگ بربط و چنگ و چغانه
یکی بر کش نقاب از مهر رخسارکه برخیزد غبار از این میانه