گنج

شمارهٔ ۷۰

تا نکند درد رخنه در دل انسانراه نیابد در او محبت جانان
تا نزنی عقده بر سلاسل گیسوجمع نبینی دل هزار پریشان
شرم کن آخر ز توبه های شکستهچند نخواهی شدن ز توبه پشیمان
صبح منوّر چگونه چهره گشایدتا نرسانی شب سیاه به پایان