گنج

شمارهٔ ۶۷

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ابمیبینم۸ بیت
تا به زلف تو تاب می‌بینمخویش را در طناب می‌بینم
دم به دم از هجوم لشکر عشقملک دل را خراب می‌بینم
بس که از تشنگی روانم سوختهرچه می‌بینم آب می‌بینم
بر سر موج بحر ناکامیخویشتن را حباب می‌بینم
سوی هر راه می‌گشایم چشمصدهزار آفتاب می‌بینم
با همه تشنه‌کامی از هرسومی‌شتابم سراب می‌بینم
دیده را در میان لجۀ اشکمضطرب چون حباب می‌بینم
پیش آن آفتاب‌رو چو غبارهمه خود را حجاب می‌بینم