گنج

شمارهٔ ۵۰

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: نگ۹ بیت
برآنم که گر جامی آرم به چنگزنم سنگ بر شیشۀ نام و ننگ
از آنم شتاب است در دور جامکه دوران عمرم ندارد درنگ
نیندیشم از سختی راه دورنباشد گرم توسن بخت لنگ
گر افتد بدستم گریبان مرگدر آغوش جان گیرمش تنگ تنگ
اگر غرق دریای اشکم چه باکنترسد ز طغیان دریا نهنگ
نرنجم که جانانه ام دست بستاگرچه به دشمن دهد پالهنگ
بده ساقی آن آب یاقوت فامببین بر رخم اشک بیجاده رنگ
چه تدبیر کرد آن خردمند مردکه پای طرب بست بر پای چنگ
مزن دم ز ناگفتنی کز کمانچو بگذشت واپس نیاید خدنگ