گنج

شمارهٔ ۴۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: لمهنوز۸ بیت
مردم من و محبّت تو در دلم هنوزتن خاک گشت و بوی وفا در گلم هنوز
طوفان گریه خانۀ عمرم خراب کردهمسایه در شکنجه دود دلم هنوز
غرق محیط اشکم و از شوق وصل یارفارغ چنان نشسته که در ساحلم هنوز
خوش رفته کاروان و به منزل فکنده رختچشم امید در پی این مَحملم هنوز
در سینه صد جراحت و در دل هزار چاکبیچاره از هلاکت خود غافلم هنوز
آهم شرر به خرمن پروین و مَه فکندآگاه نیست یار ز سوز دلم هنوز
ملک وجود جمله به یغمای عشق رفتمردم گمان کنند که من عاقلم هنوز
بر پای مرغ روح به صد حیله رشته ایاز عمر بسته منتظر قاتلم هنوز