گنج

شمارهٔ ۹۱

قافیه: ادم۹ بیت
نهادم بر جدائی دل نهادمنیایی تا تو باشی نیز یادم
شکیبائی ببستم با دل خویشدر شادی بروی اندر گشادم
فراوان اوفتادم در غم عشقتو پنداری که این بار اوفتادم
رها کردم بصبر از هر کسی دلجفا و جور کس را تن ندادم
نهادم قفل خرسندی بدل بربه تیمار فراقت دل نهادم
اگر چون ذره گردم در فراقتنخواهم کاورد سوی تو با دم
فراوان محنت عشقت کشیدمفراوان بر جفاهات ایستادم
نجستی تا بدی یک روز مهرمنکردی تا بری یک روز یادم
نورزم بیشتر زین صحبت تونه از بهر جفاهای تو زادم